من که در آبی چشمان تو فریاد شدم

من که در آبی چشمان تو فریاد شدم
نقش قایق که به دریای تو افتاد شدم

حالت مردمکت بین شدن یا نشدن
ضرب مجهول نگاه تو و اعداد شدم
 
خط به خط نقش تو بودم همه با طعم غزل
در خم خاطره هایم به تو معتاد شدم
 
همه جا شعر فروش لب شیرین و ولی
وارث تیشه ی زنگاری فرهاد شدم
 
شهرزادی شده بودم همه جا قصّه بدوش
تا هزار و مثلا یک شب بغداد شدم
 
قصه ات حال خوشی بود در این بیم و امید
سردی بهمن و دل گرمی خرداد شدم
 
خالی از وسوسه ی بوی تو و حسرت آه
جمع ناممکنی از جلوه ی اضداد شدم
 
زیر وا کردن هر بند تو از دام گلو
آب دیدم به خودم سختی فولاد شدم
 
عاشقت ماندم و در حلقه ی زنجیر تو تا
سهمی از عاطفه ی سنگ تو صیّاد شدم
دیدگاه ها (۳)

من که در آبی چشمان تو فریاد شدمنقش قایق که به دریای تو افتاد...

من که در آبی چشمان تو فریاد شدمنقش قایق که به دریای تو افتاد...

ازمن به خدمتِ بهترینم❤💕من که در آبی چشمان تو فریاد شدمنقش قا...

🌸باز هم نیامدی و هوایت به این دی ماهی دلتنگ نرسید...بازهم من...

خاطرات یک آرمی فصل ۶ پارت ۳۲(بچه ها رمان اروتومانیا و رمان د...

سید خلیل حاکم زاده شاعر رشتی

عشق کنج پیاده‌رو افتاد

☆حتما بخونید دخترا خیلی تاثیر گذاره.داستان عبرت انگیز دختری ...

من ریزه کاری های بارانمدر سرنوشتی خیس می مانمدیگر درونم یخ ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط