بازیدرخون
بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست هفتده🍷🔪
مات مونده
میخواست کتکم بزنه؟ ازش بعید نبود
داشت ظاهر واقعیش و معلوم میکرد
دندونام و به هم سابیدم
بلند شدم از جام ..مجبور بودم فرار کنم
آروم خودمو به حمومرسوندم
برخورد آب به زخمام باعث میشد درد و تو نقطه نقطه بدنم حس کنم
از آینه ای که اونجا بود نگاه کردم
کل تنم کبود بود
قبلا ام کبود میشد ولی نه با ضرب کمربند
چشمام و بستم
بغض کرده بودم ، داشتم میمردم از فکر و خیال مختلف
از اینکه تنهام ، کسی پشتم نیست
از اینکه کار شوهرم خرید و فروش دختراس...
خخ
کاش همین بود
کاش بعدا نمیفهمیدم که کارش قاچاق دختر نیست
کارش قاچاقه قلبه!
کاش نمیدیدم با چشمای خودم که قبل یکی رو از جاش در میاره
ولی من دیدم
من به چشم خودم دیدم و نابود شدم
دیدم و دیگه صدام در نیومد...بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست هفتده🍷🔪
مات مونده
میخواست کتکم بزنه؟ ازش بعید نبود
داشت ظاهر واقعیش و معلوم میکرد
دندونام و به هم سابیدم
بلند شدم از جام ..مجبور بودم فرار کنم
آروم خودمو به حمومرسوندم
برخورد آب به زخمام باعث میشد درد و تو نقطه نقطه بدنم حس کنم
از آینه ای که اونجا بود نگاه کردم
کل تنم کبود بود
قبلا ام کبود میشد ولی نه با ضرب کمربند
چشمام و بستم
بغض کرده بودم ، داشتم میمردم از فکر و خیال مختلف
از اینکه تنهام ، کسی پشتم نیست
از اینکه کار شوهرم خرید و فروش دختراس...
خخ
کاش همین بود
کاش بعدا نمیفهمیدم که کارش قاچاق دختر نیست
کارش قاچاقه قلبه!
کاش نمیدیدم با چشمای خودم که قبل یکی رو از جاش در میاره
ولی من دیدم
من به چشم خودم دیدم و نابود شدم
دیدم و دیگه صدام در نیومد...
پارت دویست هفتده🍷🔪
مات مونده
میخواست کتکم بزنه؟ ازش بعید نبود
داشت ظاهر واقعیش و معلوم میکرد
دندونام و به هم سابیدم
بلند شدم از جام ..مجبور بودم فرار کنم
آروم خودمو به حمومرسوندم
برخورد آب به زخمام باعث میشد درد و تو نقطه نقطه بدنم حس کنم
از آینه ای که اونجا بود نگاه کردم
کل تنم کبود بود
قبلا ام کبود میشد ولی نه با ضرب کمربند
چشمام و بستم
بغض کرده بودم ، داشتم میمردم از فکر و خیال مختلف
از اینکه تنهام ، کسی پشتم نیست
از اینکه کار شوهرم خرید و فروش دختراس...
خخ
کاش همین بود
کاش بعدا نمیفهمیدم که کارش قاچاق دختر نیست
کارش قاچاقه قلبه!
کاش نمیدیدم با چشمای خودم که قبل یکی رو از جاش در میاره
ولی من دیدم
من به چشم خودم دیدم و نابود شدم
دیدم و دیگه صدام در نیومد...بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست هفتده🍷🔪
مات مونده
میخواست کتکم بزنه؟ ازش بعید نبود
داشت ظاهر واقعیش و معلوم میکرد
دندونام و به هم سابیدم
بلند شدم از جام ..مجبور بودم فرار کنم
آروم خودمو به حمومرسوندم
برخورد آب به زخمام باعث میشد درد و تو نقطه نقطه بدنم حس کنم
از آینه ای که اونجا بود نگاه کردم
کل تنم کبود بود
قبلا ام کبود میشد ولی نه با ضرب کمربند
چشمام و بستم
بغض کرده بودم ، داشتم میمردم از فکر و خیال مختلف
از اینکه تنهام ، کسی پشتم نیست
از اینکه کار شوهرم خرید و فروش دختراس...
خخ
کاش همین بود
کاش بعدا نمیفهمیدم که کارش قاچاق دختر نیست
کارش قاچاقه قلبه!
کاش نمیدیدم با چشمای خودم که قبل یکی رو از جاش در میاره
ولی من دیدم
من به چشم خودم دیدم و نابود شدم
دیدم و دیگه صدام در نیومد...
- ۲.۰k
- ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط