هیچ میدانی چرا چون موج

هیچ میدانی چرا چون موج
در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم؟
_زان که بر این پرده ی تاریک،
این خاموشی نزدیک،
آنچه می خواهم نمی بینم،
و آنچه می بینم نمی خواهم.
دیدگاه ها (۱)

خیال نکن اگر برای کسی تمام شدی، امیدی هست! خورشید... از آن ج...

این نقاب ارامش وخرسندی که بر چهره نشانده ام درست مانند همان ...

ساده بیا دست منو بگیر وساده نگیر این همه سادگی روساده نگیر ا...

قناعت می کنم با درد، چون درمان نمی بینم // تحمل می کنم با زخ...

*أودُّ البقاءْ في تفاصيلكَ في عمقَ عتمتِكَ في أقرب أغنيةَ لق...

عشقِ من…این روزا وقتی ‏توی آینه نگاه می‌کنم، دیگه خودم رو نم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط