مجنونpart

مجنونpart¹¹:

«ویو تهیونگ»

«تحمل نداشتم بعد شنیدن اینکه قراره ماهم اونجا حضور داشته باشیم بی اختیار هر آنچه سر راهم قرار می‌گرفت رو از راهش منحرف می کردم و پخش زمین میکردم،شیشه دکویهام مثل بارون با زمین برخورد میکردند و به قطعات ریز و درشت تبدیل میشدند بی اختیار و بدون توجه با صداهای التماس پشت سرم برای موندن به سمت ماشین حرکت کردم هیچ ایده ای تو ذهنم نبود که کجا میرم ؟برای چی میرم؟وجودمو در اختیار ماشین گذاشتم و فقط حرکت کردم،مسیر برام آشنا بود اما به سبب ویرانگری مغزم به یاد نمی‌آوردم که کجام، اما...»

--------------

²⁴سپتامبر²⁰²⁴:

«ا.ت مشغول آواز خواندن به همراه آشپزی بود، موهای بلند و لختشو گوجه کرده بود و تیشرتی که متعلق به معشوقش به تن داشت،
عطر تلخ مردونه لباس یارش فضارو معطر کرده بود شرتک کوتاهی پوشیده بود که باعث میشد پاهای باریک و کشیدش نمایان بشه ،ا.ت تو فضای خودش مشغول پختن غذای مورد علاقه ی حاکم قلبش بود، که تهیونگ از پشت اون رو بغل کرد»

تهیونگ:لباسام بهت میاد،هرچند توشون گم میشی بچه!

ا.ت:«ا.ت به سمت تهیونگ برگشت و دستاش و دور گردن تهیونگ حلقه کرد»
من بچه نیستم جناب کیم تو زیادی بزرگی«خنده»

تهیونگ:«دستای کشیدش رو دور کمر ا.ت حلقه کرد و خنده ای کرد»یه سوال ازت دارم

ا.ت:جونم؟من آماده هر سوالی هستم ستوان کیم

تهیونگ:«خنده ای عمیق از سر داد و اضافه کرد»
نمی‌دونم چرا هرکاری هم به سرانجام برسونی همچنان،نه از سرم میوفتی نه از چشمام، کجای دلم نشسته ای که جایت اینگونه امن است؟

ا.ت:.....

---------------

#تهیونگ #بی‌تی‌اس #فیک #سناریو #بنگتن
دیدگاه ها (۱۰)

مجنونpart¹²:ا.ت:(خنده)میدونی چیه؟من هیچوقت نمیتونم فراموشت ک...

مجنونpart¹³:فلش بک به ¹⁰ دقیقه پیش:«تهیونگ ویو»«بدون اینکه ف...

مجنونpart¹⁰:ا.ت:مرسی،واقعا نمی‌دونم اگه نبودی باید چیکار میک...

مجنونpart⁹:ا.ت: جیمسون!بنظرت بدترین زهری که میشه روی یک زخم ...

love Between the Tides⁵³تهیونگ: سلام👩🏻: سلامتهیونگ: کیم تهیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط