سنگدل
#سنگدل
part 18
رومی از رفتار جینو تعجب کرده بود
ناگهان جینو رومی را از خود جدا کرد و دوباره چهره ای عصبی به خود گرفت
_اهم پاشو برو شام درست کن
+چ..چشم
رومی سریع اتاق را ترک کرد
اول به اتاق رفت و ایر پادش را برداشت تا اتفاقات را از یاد ببرد
ایر پاد را گذاشت و یک آهنگ گذاشت
به آشپزخانه رفت
وسایل شام را کنار اجاق گذاشت
قابلمه را برداشت
تصمیم گرفت برنج پرتقالی به همراه کیمچی درست کند
افکار اتفاقات را از خود دور کرد و شروع به آشپزی کرد
چند ساعتی گذشت
غذا آماده شد
غذا را کشید
در آن مدت به خاطر صدای آهنگ متوجه حضور جینو نشده بود
خواست اولین ظرف را روی میز بگذارد که متوجه جینو شد
سریع ایرپادش را در آورد
+ا..ارباب
_اشکال نداره زود باش غذا رو بچین
جینو نشست و منتظر شد رومی میز را بچیند
رومی سریع میز را چید
_ظرف بیار خودتم بشین
+ب..بله؟؟
_بشین
+چ..چشم
رومی ظرف برای خودش آورد و کمی دور تر از جینو نشست و منتظر شد جینو شروع کند
_شروع کن
+چ..چشم
رومی کمی غذا برای خود ریخت و یک قاشق خورد
جینو مطمئن شد که رومی غذا میخورد خودش هم شروع کرد به خوردن
بعد از تمام شدن غذا رومی بلند شد و بعد از این که مطمئن شد جینو سالن غذا خوری را ترک کرده ایرپادش را در گوشش گذاشت و ظرف ها را جمع کرد
امشب خدمتکاران در مرخصی بودند و فقط رومی در عمارت بود
رومی شروع کرد به شستن ظرف ها
بعد از نیم ساعت شستن ظرف ها تمام شد
به سالن پذیرایی رفت
جینو در حال تماشای سریال بود
+ارباب اگه با من کاری ندارید میتونم کمی استراحت کنم
_یکم خوراکی میاری
+چشم
رومی یه آشپزخانه رفت و خوراکی ها را روی سینی مخصوصش چید و برای جینو برد
+بفرمایید ارباب
سینی را روی میز رو به روی جینو گذاشت
_اگه بخوای میتونی بشینی باهم فیلم ببینیم
رومی نگاهی به سریال کرد
سریال مورد علاقه اش بود
با ذوق به جینو نگاه کرد
+واقعا؟؟
_البته
رومی روی مبل نشست و با ذوق سریال را دید
ادامه دارد......
part 18
رومی از رفتار جینو تعجب کرده بود
ناگهان جینو رومی را از خود جدا کرد و دوباره چهره ای عصبی به خود گرفت
_اهم پاشو برو شام درست کن
+چ..چشم
رومی سریع اتاق را ترک کرد
اول به اتاق رفت و ایر پادش را برداشت تا اتفاقات را از یاد ببرد
ایر پاد را گذاشت و یک آهنگ گذاشت
به آشپزخانه رفت
وسایل شام را کنار اجاق گذاشت
قابلمه را برداشت
تصمیم گرفت برنج پرتقالی به همراه کیمچی درست کند
افکار اتفاقات را از خود دور کرد و شروع به آشپزی کرد
چند ساعتی گذشت
غذا آماده شد
غذا را کشید
در آن مدت به خاطر صدای آهنگ متوجه حضور جینو نشده بود
خواست اولین ظرف را روی میز بگذارد که متوجه جینو شد
سریع ایرپادش را در آورد
+ا..ارباب
_اشکال نداره زود باش غذا رو بچین
جینو نشست و منتظر شد رومی میز را بچیند
رومی سریع میز را چید
_ظرف بیار خودتم بشین
+ب..بله؟؟
_بشین
+چ..چشم
رومی ظرف برای خودش آورد و کمی دور تر از جینو نشست و منتظر شد جینو شروع کند
_شروع کن
+چ..چشم
رومی کمی غذا برای خود ریخت و یک قاشق خورد
جینو مطمئن شد که رومی غذا میخورد خودش هم شروع کرد به خوردن
بعد از تمام شدن غذا رومی بلند شد و بعد از این که مطمئن شد جینو سالن غذا خوری را ترک کرده ایرپادش را در گوشش گذاشت و ظرف ها را جمع کرد
امشب خدمتکاران در مرخصی بودند و فقط رومی در عمارت بود
رومی شروع کرد به شستن ظرف ها
بعد از نیم ساعت شستن ظرف ها تمام شد
به سالن پذیرایی رفت
جینو در حال تماشای سریال بود
+ارباب اگه با من کاری ندارید میتونم کمی استراحت کنم
_یکم خوراکی میاری
+چشم
رومی یه آشپزخانه رفت و خوراکی ها را روی سینی مخصوصش چید و برای جینو برد
+بفرمایید ارباب
سینی را روی میز رو به روی جینو گذاشت
_اگه بخوای میتونی بشینی باهم فیلم ببینیم
رومی نگاهی به سریال کرد
سریال مورد علاقه اش بود
با ذوق به جینو نگاه کرد
+واقعا؟؟
_البته
رومی روی مبل نشست و با ذوق سریال را دید
ادامه دارد......
- ۲.۱k
- ۳۰ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط