وقتی که آمدی، عشق آمد و گل ها عطرشان را به رایگان بر طبقی

وقتی که آمدی، عشق آمد و گل ها عطرشان را به رایگان بر طبقی نهادند و دور تا دور جهان گرداندند. وقتی آمدی، صبر مفهومی گران یافت و گرانقدر شد. قدر یافت و معنا گرفت. آمدی. ماندی. با چشم هایی نمناک و نگاهی دوخته به قرن ها که بگذرد و صبر تو از تاریخ عبور کند و جهان را درنوردد تا امروز. چه خوب که آمدی و باغ ها را به وجد آوردی و آسمان را به رقصی از ابر و ستاره واداشتی. امشب جهان بوی تو را می دهد و مهتاب، سر برآورده که مرا هم ببیند. اما امشب چه کسی به فکر مهتاب است در این شب آفتابی؟
دیدگاه ها (۱)

لبخندشب هرگز کامل نیستنشان به این نشان که من می گویمنشان به ...

دنیا هنوز پر از افسانه و رویا است. پر از قصه های پری های غمگ...

من به اندازه تمام این کتاب با تو حرف دارم. به اندازه تک تک ص...

تو که نیستی همه وجودم شکستنی می شود. بی دلیل. بی آنکه حتی به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط