وقتی که آمدی، عشق آمد و گل ها عطرشان را به رایگان بر طبقی
وقتی که آمدی، عشق آمد و گل ها عطرشان را به رایگان بر طبقی نهادند و دور تا دور جهان گرداندند. وقتی آمدی، صبر مفهومی گران یافت و گرانقدر شد. قدر یافت و معنا گرفت. آمدی. ماندی. با چشم هایی نمناک و نگاهی دوخته به قرن ها که بگذرد و صبر تو از تاریخ عبور کند و جهان را درنوردد تا امروز. چه خوب که آمدی و باغ ها را به وجد آوردی و آسمان را به رقصی از ابر و ستاره واداشتی. امشب جهان بوی تو را می دهد و مهتاب، سر برآورده که مرا هم ببیند. اما امشب چه کسی به فکر مهتاب است در این شب آفتابی؟
- ۳۷۵
- ۲۴ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط