من از خیلی چیز ها می ترسیدم :

من از خیلی چیز ها می ترسیدم :
از مادیان سپید پدر بزرگ
از مدیر مدرسه
از قیافه عبوس شنبه
چقدر از شنبه ها بیزار بودم
خوشبختی من از صبح پنجشنبه آغاز می شد
عصر پنجشنبه تکه ای از بهشت بود
شب که می شد در دور ترین خواب هایم
طعم صبح جمعه را می چشیدم
#سهراب_سپهری
دیدگاه ها (۱)

😞 لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه، بین ساعت ۷ تا ۷:۱۵ صبح ...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

عباسیان خبر داد؛ فعالیت ۲۰۰ خادم در مرکز فوریت‌های پزشکی حرم مطهر حضرت معصومه(س)

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۲

پارت ۱ ویو ا.ت موهام رو با کلیپس قهوه ای رنگم بستم و شروع کر...

من از خیلی چیز ها می ترسیدم :از مادیان سپید پدر بزرگ،از مدیر...

▾من از خیلی چیز ها می ترسیدم :از مادیان سپید پدر بزرگاز مدیر...

من از خیلی چیز ها می ترسیدم :از مادیان سپید پدر بزرگاز مدیر ...

من از خیلی چیزها می ترسیدم از مادیان پدر بزرگ از مدیر مدرسه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط