میبینی؟

میبینی؟
حالا دیگر به تو هم هیچ حسی ندارم
همانی شدم که میخواستی بسازی
مرده ای بی جان بی احساسخشک و دلی دارم از سنگ
تنها تو می توانی روح به جسم بدهی و قلبم را به تپش وا داری
دیدگاه ها (۲)

.

چقدر سخته بعداز اینکه عشقت قلبتو پس داد اونو به بهترین رفیقت...

.

.

دعوای دازای و چویا سر این که کی پر ترفدار تر هست

‌من هیچ تصوری از آقای خوابیده در ذهنم ندارم؛تصور من از تو هم...

‌من هیچ تصوری از آقای خوابیده در ذهنم ندارم؛تصور من از تو هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط