یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود

یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود

آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است
آه از آن سوز و نیازی که در آن محفل بود

در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود


‌
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

p28

* حکم عشق *part : 1۱۴۰۵/۳/۲۰وارد کتابخونه شدم که صدای زنگوله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط