ما کسے را نداشتیم برایش گریه کنیم

ما کسے را نداشتیم برایش گریه کنیم
به خیابان زدیم
کسے را پیدا کنیم
هیج کس نبود
براے خیابان گریه کردیم
که هیچ کس را نداشت
خیابان براے ما گریه کرد
که هیچ کس را نداشتیم
گریه کردیم
گریه کرد
گریه کردیم
گریه کرد
گریه کردیم
و همین طور خوابمان برد
صبح بیدار شدیم
فراموش کردیم
هیج کس را نداریم
برایش گریه کنیم
گریه کردیم
دیدگاه ها (۱)

‌میانِ لباسهاے آویزانروے بندِ رختچشمهاے زنے پیداست که تمام ز...

چقدر بغض بخوانم سکوت بنویسم؟چقدر حرف دلم را منوط بنویسم؟چقدر...

ﺣﮑﺎﯾﺖ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﻣﻦ ﻭ ﺗﻮ ... ﺣﮑﺎﯾﺖ ﻗﻬﻮﻩ ﺍﯾﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺗ...

صدایم کن عاشقانه نگاهم کن اصلا زل بزن به چشمانم و بارها و با...

من همیشه تو زندگیم سولی بودمو کاشکی خودکشی میکردم چون برا هی...

تازه داریم میفهمیم چرا سرداران با بصیرت این قدر به

موضوع:حق نداری به کسی نزدیک بشی وگرنه...۲پارتیپارت ۲کارش که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط