بیا باهم قراری بگذاریم
بیا باهم قراری بگذاریم
در طلوع صبح روز سه شنبه
و یک شهر را دنبال هم بگردیم
آن لحظه ای که پیدا میکنیم هم را
استثنایی ترین آغوش برای تو
پیروزی این بازی برای من
بیا با هم قراری بگذاریم
تو چای دم کن
و انتظار را بفرست دنبالم
من دیر کنم خیلی دیر
وقتی که امدم
لذت تماشای چای خوردن مال تو
غرور اینکه کسی اینهمه دوستت دارد مال من
بیا با هم قراری بگذاریم
من هر وقت که خواستم بروم بیرون
درد این خواستن و رها کردن مال تو
لذت این آزادی مطلق مال من
اشعاری از احمد دیلمی
در طلوع صبح روز سه شنبه
و یک شهر را دنبال هم بگردیم
آن لحظه ای که پیدا میکنیم هم را
استثنایی ترین آغوش برای تو
پیروزی این بازی برای من
بیا با هم قراری بگذاریم
تو چای دم کن
و انتظار را بفرست دنبالم
من دیر کنم خیلی دیر
وقتی که امدم
لذت تماشای چای خوردن مال تو
غرور اینکه کسی اینهمه دوستت دارد مال من
بیا با هم قراری بگذاریم
من هر وقت که خواستم بروم بیرون
درد این خواستن و رها کردن مال تو
لذت این آزادی مطلق مال من
اشعاری از احمد دیلمی
- ۵۷۳
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط