ات: منو چرا نگه داشتید

ات: منو چرا نگه داشتید
ن/ب: نا سلامتی مادر بزرگتم با این همه پول چطوری بزارم نوم تو کشو غریب تنها باشه
ات: پس یعنی
م/ب: اینجا خونه تو ام هس
ته: هر کاری میخواید بکنید
تهیونگ رف اتاقش
مب: بش توجه نکن یکم حسوده
ات: بشه
م/ب: باورم نمیشه انقد بزرگ شدی.... ای ای ای چقد حرف میزنم برو اتاقت
ات: شبتون بخیر
رفتم اتاقمو دوش گرفتمو لباسای راحتی پوشیدم
درو باز کردم که برم پایین
تو راه روعه اتاقم تهیونگ و دیدم
ته: هی
ات: هاا
امد نزدیکم رو بروم
ته: مادر بزرگ که میره اون موقعه منو تو تنهاییم ببین چه بلایی سرت بیارم
ات: اقا منو تحدید نکن چون هر کاری کنی تلافی میکنم
ته: میبینیم
ات: شک نکن
دیگه محلش ندادمو رفتم پایین
جلو مادر بزرگ خیلی خب خودشو نشون میدههه ولی منکه میدونم چقد عوضیخ

رفتم ی لیوان تب برداشتم بر گشتم اتاقمو خوابیدم
صبح بیدار شدم که برم سر کار لباسامو پوشیدم رفتم پایین
م/ب: دخترم کجا میری صبح زود
ات: سر کلر
مب: کحا کار مکین
ات: تو ی مغازه کوچیک
مب: لازم نیس تو شرکت خودمون بت کار میدم
ته: صبح بخیر مامان جونن ( مادر بزرگ
مب: تهیونگ اتو بلر شرکت بد ی کاری بش بده
ته: مگه دیوونم
مب: گفتم ببر
ته: اون وقت چه کاری
مب: اون منشیه احمقو اخراج کن
ته؛: خوبه که
مب: مگه نمیگم اخراح کن
ته: باشه
دیدگاه ها (۱)

ویو ات با تهیونگ رفتیم شرکتو کارو بم داد ته: شروع کن حمالیت ...

ویو ات رفتم سمت ی نیز تا مهمونا بیان اونجا نشستم حدود ۷ و نی...

ویو ات اخه چرا انقدر بد بختم اون از بچگیم اون از دایممو خانو...

ته ویو ته: مادر بزرگ ....( اتفاقای کوچیک که ب شما ربط نداره،...

ویو ات امروز هم بیدار شدم صورتم رو شستم و رفتم پایین پیش باب...

عشقویو ات امروز از خواب بیدار شدم رفتم حمام ۲۰ میلی گرفتم رو...

بیایید تمومش کنیمممات. اخه الان میگفتی؟؟؟ سانا. وا دخترم فقط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط