سناریو
سناریو
وقتی با یکی از پسرای گرم میگیری " یه هافلپافی "
تام : پسره ازت ساعتو پرسید جوابشو دادی که دیدی تام پشت سرته گفت : به چه حقی با دوست دخترم حرف میزنی؟ یه طلسم به پسره زد و به تو گفت : گمشو خوابگاهم تا بیام به حسابت برسم . !
متیو : داشتی با گربت بازی میکردی که پسره زد رو شونت و گفت : میتونم خانم زیبایی چون شمارو به یه نوشیدنی کره ای تو ۳ دسته جارو دعوت کنم . متیو : تو کدوم خری باشی بخوای دوست دختر منو به نوشیدنی کره ای دعوت کنی بعد با مشت رفت تو شکم پسره و تورو تنبیه کرد .
تئو : " سال چهارم " پسره اومد پیشت و گفت : میتونم ازتون برای یول بال درخواست کنم ؟ تئو : متأسفانه نه ( سیگارشو رو گردن پسره خاموش کرد ) بعد اومد پیشت ترسیده بودی که گفت : دفعه ی ازت باشه با پسرس حرف میزنی . ! بعد ادامه داد : صدات هم کردن توجه نکن باشه بیبی گرل ؟ گفتی : چشم ددی . گردنتو گاز گرفت که گفتی : یعنی تنبیه نمیشم ( با خوشحالی ) تئو : چرا ! یکشنبه ۴ بعد از ظهر خوابگاه من .
دراکو : داستان این بزرگوار فرق داره هری بهت درخواست رابطه داده بود که دراکو یهو از پشت سر هری یقشو گرفت و هولش داد و دعوا ... . بعد دعوا براید بغلت کرد و به سالن عمومی اسلایدرین بردت رو پاش نشوندت و تو خون زخماشو با دستمال پاک میکردی که یهو صورتو قاب کرد و لباتو بوسید .
ریگولوس و لورنزو : پسره ازت تو درسا کمک خواست که انزو / ریگی با پسره دعوا کرد بعد براش غذای مورد علاقشو درست کردی تا از دلش در بیاری و آشتی
وقتی با یکی از پسرای گرم میگیری " یه هافلپافی "
تام : پسره ازت ساعتو پرسید جوابشو دادی که دیدی تام پشت سرته گفت : به چه حقی با دوست دخترم حرف میزنی؟ یه طلسم به پسره زد و به تو گفت : گمشو خوابگاهم تا بیام به حسابت برسم . !
متیو : داشتی با گربت بازی میکردی که پسره زد رو شونت و گفت : میتونم خانم زیبایی چون شمارو به یه نوشیدنی کره ای تو ۳ دسته جارو دعوت کنم . متیو : تو کدوم خری باشی بخوای دوست دختر منو به نوشیدنی کره ای دعوت کنی بعد با مشت رفت تو شکم پسره و تورو تنبیه کرد .
تئو : " سال چهارم " پسره اومد پیشت و گفت : میتونم ازتون برای یول بال درخواست کنم ؟ تئو : متأسفانه نه ( سیگارشو رو گردن پسره خاموش کرد ) بعد اومد پیشت ترسیده بودی که گفت : دفعه ی ازت باشه با پسرس حرف میزنی . ! بعد ادامه داد : صدات هم کردن توجه نکن باشه بیبی گرل ؟ گفتی : چشم ددی . گردنتو گاز گرفت که گفتی : یعنی تنبیه نمیشم ( با خوشحالی ) تئو : چرا ! یکشنبه ۴ بعد از ظهر خوابگاه من .
دراکو : داستان این بزرگوار فرق داره هری بهت درخواست رابطه داده بود که دراکو یهو از پشت سر هری یقشو گرفت و هولش داد و دعوا ... . بعد دعوا براید بغلت کرد و به سالن عمومی اسلایدرین بردت رو پاش نشوندت و تو خون زخماشو با دستمال پاک میکردی که یهو صورتو قاب کرد و لباتو بوسید .
ریگولوس و لورنزو : پسره ازت تو درسا کمک خواست که انزو / ریگی با پسره دعوا کرد بعد براش غذای مورد علاقشو درست کردی تا از دلش در بیاری و آشتی
- ۱۹۲
- ۱۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط