فريدون مشيري:

فريدون مشيري:

من دلم می‌خواهد
خانه‌ای داشته باشم پر دوست،
کنج هر دیوارش
دوست‌هایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو…؛
هر کسی می‌خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند.
شرط وارد گشتن
شست و شوی دل‌هاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست…
بر درش برگ گلی می‌کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می‌نویسم ای یار
خانه‌ی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر
” خانه دوست کجاست "
دیدگاه ها (۷)

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

🦢 پارت سوم | ساقدوش‌هاسه روز تا عروسی مانده بود.خانه پر از ر...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

پارت ۲۸آماده‌سازی — آخرین تلاش برای نجاتهفته تمام، رزا با یک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❹به مژگان سیه کردی؛هزاران رخنه در دینمبیا کز چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط