فریاد بی صدا

فریاد بی صدا
پارت ۱۱
دیانا:خب نیکا پرید وسط حرفش
نیکا:میشه فکر کنیم
امیر:یعنی احتمال داره جواب منفی بدید ...با نگرانی گفت
مهشاد:اخه نیکا پرید وسط حرفش
نیکا:بچه ها یلحظه بیاین
شما دوست دارید بریم یا نه
همگی :خب اره
نیکا:پس جواب اوکی دیانا میشه تو بری بگی
دیانا:اره خب جواب ما اوکیه
ارسلان:خیلی هم خوب بیاید بشینید
رومینا:بیاید پیش ما
دیانا:خب یه معرفی کوتاه نکنیم؟
ارسلان:خب از رضا شروع بشه
رضا:رضام برزگرم با محراب دست به یکی میکنم و کرم میریزم
ممد:هنر میکنی منم ممد روشنفکرم‌ حرفی ندارم
امیر:چه رسمی مگه مافیاست اینا دارن خودشون رک سنگین نشون میدن وگرنه عقلشون از بچه سه ساله کمتره
همه جمع خندیدن
امیر:منم که عشقتون و دلیل نفس کشیدنتون رضا پرید وسط حرفش
رضا:دلیل دستشویی رفتنمون
همه خندیدن
امیر:کوفت
اره امیر روز هستم
محراب:امیر در شب چه میکنی
امیر:کار خوبی نمیکنم
مناسب سنت نی
میخوابم
ممد:خیلی نمکی برو خدتو بمال به خیار
خب حالا بقیه
عسل:عسلم
پانیذ:پانیذم‌
مهگل:منم مهگلم
همه معرفی کردن خودشونو دیگه میدونید شخصیاتا رو
دیدگاه ها (۰)

فریاد بی صداپارت۱۲رضا:نظرتون یه شمال بچینیمارسلان:آرههمه موا...

فریاد بی صدا پارت ۱۳دیانا:همچی آماده بود ارسلانم‌ یه فیلیم گ...

فریاد بی صداپارت۱۰محراب:دوستان یه لحظه بیاینممد:دوستان تیک ک...

فریاد بی صداپارت ۹دیانا:نیکا نیکا زدم تو سرشنیکا:چی شد کی مر...

جواب صادقانه ی من:𝟙𝟘𝟙𝟘🎀 {𝙏𝙞𝙘𝙠 𝙏𝙤𝙘𝙠}[کپی مــمــنوع]#چالش#بارا...

رمان بغلی من پارت۱۳۶و۱۳۷و۱۳۸و۱۳۹دیانا: ارسلان اون بچه فقط پن...

#Gentlemans_husband#season_Third#part_291جونگکوک خجالت زده د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط