.. ...:

.. ...:
من که تسبیح نبودم تو مرا چرخاندے
مشت بر مهره ے تنهایے من پیچاندے

مهر دستان تو دنبال دعایے مےگشت
بارها دور زدے ذهن مرا گرداندے

ذکرها گفتے و بر گفته ےخود خندیدے
از همین نغمه ے تاریک مرا ترساندے

بر لبت نام خدا بود ، خدا شاهد ماست
بر لبت نام خدا بود و مرا رقصاندے

دست ویرانگر تو عادت چرخیدن داشت
عادتت را به غلط چرخه ےایمان خواندے

قلب صد پاره ے من مهره ے صد دانه نبود
تو ولے گشتےو این گمشده رالرزاندے

جمع کن رشته ےایمان دلم پاره شدست
من که تسبیح نبودم تو چرا چرخاندے؟
دیدگاه ها (۱)

.. ...:سلامتےدخترےکه شب عروسے عشقش رفت دمه ماشین عروسو ، کاد...

.. ...:این روزها هر بار بلند مے‌شوم از خواب،چقدر وقت خوبے‌ست...

.. ...:قدر لحظه هاے زندگےرا بدانزندگے یعنےلبخند به گذشته و ا...

گفته بودےکه چرا محو تماشاے منے؟! و آنچنان مات،که یکدم مژه بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط