یک اربعین بر روی نی دیدم سرت را

یک اربعین بر روی نی دیدم سرت را

دیدم که زخمی کرده نیزه حنجرت را


یک قافله با سوز و اشک و آه آمد

برخیز و بنگر حال و روز لشکرت را


با ظرفی از آب آمده تا که ربابه

سیراب گرداند علی اصغرت را


برخیز ای نور دو چشمم ای برادر

تا که کمی آرام سازی همسرت را


بگذار تا شرح سفر با تو بگویم

بشنو کمی از غصّه های یاورت را


از کوفه و شام بلا ای داد بیداد

رنج اسارت پیر کرده دلبرت را


وقتی گذر دادند ما را بین مردم

دیدم سر نی گریه ی آب آورت را


دیدم ز بام خانه طفلی خیره سر با.....

.....سنگی نشانه رفته چشمان ترت را


رقّاصه های شهر را آورده بودند

تا دربیارند اشک چشم خواهرت را


تهمت زدند و خارجی خواندند ما را

آتش زدند آنجا دل غم پرورت را
دیدگاه ها (۱)

‏دلم تنگ است یامهدی کجاماندی؟بگوامشب نمازت راکجاخواندی؟کنارب...

گیــرم که باران هم آمــد، همه چیــز را هم شست !هـــوا هم عال...

همه دارند به پابوســــــی تو می آیند ، طبق معمول من بی سر و ...

ای قدوقامت تو معنی قدقامت من ایکه الهام عبادت زوجودت گیرمکرب...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_18دستشو کشیدم_بپر بریم نهار ...

عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۸(از زبون راوی)...وقتی اون گل ...

فیک : بین راندها

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ صورتش هیچ تغییری ...

کابوی احمق:۲

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده»پارت : ۲صبح آن روز برخلاف هم...

چندپارتی:وقتی دوستت داره و...pt²(end) به خودم اومدم و دیدم و...

طایر گلزار  وحی! کجاست بال و پرت؟که با سرت سر زدی به نازنین ...

آقا چه شد که حج شما نیمه کاره ماند؟شبهای شهر مکه چرا بی ستار...

بیست و پنجم محرم الحرام سالروز شهادت زین العابدین سید الساجد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط