حرفی با قلب

«حرفی با قلب»

آسوده نیستی ای قلب
گاه گاه می مانی
و دیگر بار می خزی غران
بیهوده مضطربی ای قلب
زندگی این است، فراز و نشیب!
اگر اینبار به درد آیی و فریاد کنی
با چاقوی دو لب جدایت می کنم از خویش
و در پای انبوه اندوه خونین و تاریک خود
می افکنم تو را ـ ای قلب!
دیدگاه ها (۸)

امروزتان چوگل باشکوهوقشنگآرزومیکنم امروزمرغ آمین بیایدوبر آر...

‍ 💖 ﷽ 💖 💖 خدایــــــــــــا💖 کمک کن دست هایمان ...

راست می گفتندهمیشه زودتر از آن که بیندیشی اتفاق می افتدمن به...

.این چتر زرد را تو ندیده ایروزی آن را برای بارانی خاص خریدمر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط