ame: My many years of lov

ame: My many years of lov
Part:③⑤
ویو میونگ
از عمارت زدم بیرون ولی با چیزی که یادم افتاد ساکم و چمدونم رو دادم به راننده مخصوصم و دویدم و رفتم اتاقم بدون کتاب هام که نمیشد کتاب هام رو برداشتم و سریع دیویدم رفتم سوار شدم نگاه به گوشیم کردم ساعت⁷و³⁰بود تا برسیم ⁸میشد

بعد³⁰مین رسیدم جلوی مدرسه از قبل کتاب هامو گذاشته بودم داخل ساکم از ماشین پایاده شدم همه چیز رو برداشتم و دویدم سمت میونگ

☆♡وای دختر فکرشو کن امروز چم شده(با هم میگن)
♡☆پریود شدی؟(باهم)
☆چه زمان بدنی حرفامون خوب بود(خنده)
♡وایی اره(خنده)

*یهو مدیر از تو بلند گو گفت*

*بچه ها مثل یک تخم انسان سوار اتوبوس شید*
بچه ها مثل تخم ادم سوار شدن
*آفرین ایندفعه مثل تخم آدم بودید*

☆چه ادم مزخرفیه این
♡خیلی ولی با حال بود(با خنده)
☆دقیقاً (خنده)
دیدگاه ها (۱۳)

👆🏻قلب بالا قرمز نشه؟ 🥺❤

👆🏻قلب بالا قرمز نشه؟ 🥺❤

ame: My many years of lovPart:③④ویو میونگبعد کلی حرف همه رفت...

ame: My many years of lovPart:③③ویو میونگیه لباس مناسب پوشید...

پارت ۲۶ چهره ی پر از نفرتش بالا اومد و گفت : هه میونگ سو ؟ (...

my love part 22

" تو سرنوشت منی "پارت۲۹ویو راوی+راستش فقط میخوام یه چیزی بگم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط