بابایه سخت گیره من 🌘

بابایه سخت گیره من 🌘
پارت ۳
ویو یونا
که قلدرا جلومو گرفتن و حسابی کتکم زدن و رفتن خیلی درد داشتم حتا نمیتونستم بلند شم ولی به سختی بلند شدم و رفتم خونه که با قیافه عصبانیه بابام مواجه شدم

جین: کدوم گوری بودیییی ( عربده نه ها عربدهه)
یونا: ......
جین: حتماً زیره یکی بودی نه ؟؟
یونا: ......
جین: جوابمو بدههههههه( عربده)
یونا: معذرت میخوام ( خیلی آروم)

ویو آدامین
جین خیلی عصبانی بود و ۵ تا سیلی به یونا زد که دید از دماغش خون میاد

جین: ی..یونا دماغت ( شک و نگران)
یونا:( دستشو برد روی دماغش)
یونا: چیزی نیس
جین: یعنی چی چیزی نیس وایسا برم جعبه‌ی کمک های اولیه رو بیارم
( جین دکتره)
یونا: باش

چند دقیقه بعد
ویو جین
داشتم میرفتم پیشه ات که دیدم......


خماری 😁
دیدگاه ها (۱۶)

بابایه سخت گیره من 🌘پارت ۴ویو جینکه دیدم پستشو روی قلبش گذاش...

سلام بچه ها ببخشید یه مدت نبودم مریض بودم نمیتونستم فعالیت ک...

بابایه سخت گیره من 🌘پارت ۲ویو جینکه دیدم داره با خودش حرف می...

یونگیییییییییی 🛐🛐🛐

~سرنوشت من چیست~پارت سیزدهمادامه...ویو جینوقتی بیدار شدم که ...

پارت ۲ یاد آوری علامت ها ته _ کوک× ات+ وارد پرورشگاه شد...

#play_back#پارت_۱ ویو جین : امروز از خواب پاشدم . ساعت ۱ بعد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط