مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

فیک عشق ممنوعه

فیک عشق ممنوعه
p5
جی کی:خیلی خب به هر حال چه دوسم داشته باشی چه نه باهام ازدواج می‌کنی
جی کی پاشد و از اتاق رفت بیرون
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ویو ات:این چرا اینقدر عجیبیه چرا الان باهام مهربون شده شاید واقعا عاشقمه به هرحال منکه حقی ندارم یا باید با اون تهیونگ ازدواج کنم یا این پسره
ات دستاشو روی صورتش گذاشت
ات:اخخخ خدایاااا من چه گیری افتادمم من الان باید چه غ.ل.ط.ی کنم
از تو اتاق رفتم بیرون دیدم پسره داره با یکی حرف میزنه
جی کی:ینی داری میگی نامزدش اون تهیونگ ع.و.ض.ی نامزدشه؟؟ ینی دشمن خونی من؟؟؟(با عصبانیت)
کای:کوک آروم باشه هیششش صداتو می‌شنوه
ات توی دلش:ینی چییی یا خود خداااا اینجا چخبرههه
کای:و از اون بدتر کوک اون داره میاد سرغمون میخواد نامزدشو پیدا کنه و می‌دونی اون چه ع.و.ض.ی هستو میخواد چه بلای سرت بیاره
جی کی نیشخندی میزنه و حرف نمیزنه
جی کی:اگه خودش زنده بمونه شاید بتونه منو بک..شه
کای:کوک توکه نمی‌خوای.‌....
کوک نزاشت حرفشو بزنه
کوک:دقیقا می‌خوام همین کارو کنم
کای:کوک خطرناکه ولش کن الان که اون تو دستته باهاش ازدواج کن و از اینجا برو
کوک:من کی فرار کردم که این بار دومم باشه؟؟
کای:کوک ازت خواهش میکنم
کوک دستشو مشت و محکم کوبید میز
کوک:نه کای نه من ازش محافظت میکنم فهمیدی؟(داد)
و بخاطر اینکه ات از صدای بلند میترسید ناخداگاه داد زد
ات:داد نزنننن لطفااا(با ترس)
کای و کوک هردو به ات نگاه کردن
کوک:ات تو آنجا چیکار میکنی؟
ات:درحال گریه
کوک ات رو بغل کرد
کوک:هیسسس گریه نکن هیسسس باشه باشه اروممم
ات با بغل کوک حس آرامش داشت حسی که هیچ‌جا نداشت
ات:د(هق)د(هق)دیگه(هق)دادنزن(هق)
کوک:باشه تو گریه نکن باشه
کای:کوک باید بریم می‌دونی که باید چیکار کنیم
کوک آروم ات از بغلش درمیاره
که یهو صدای شلیک گلوله میاد..‌..
ادامه دارد...

عزیزان به یه دلایلی نمیتونم شرط بزارم و زیاد پست بزارم ولی سعی میکنم هفته ای یه پارت بزارم 🩷🤍
دیدگاه ها (۱)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ عشق ممن...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ عشق ممنوعه پارت۳‌جی کی از روی صندلی پ...

#چرا -من PART12ات خوب تو بگو چرا باید اینجا باشم گریه کوک چو...

سناریو بی تی اس وقتی باهاشون قهری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط