به خطّ و خال گدایان مده خزینه ی دل

به خطّ و خال گدایان مده خزینه ی دل

هزار دوز و کلک در بساط آنان است

زباند پیچی پا تا به گچ گرفتن دست

برای جلب ترحّم ، چه اشکباران است

.....
برای او شده این کار خوب و نان آور

گَهی به کوچه ،گَهی پارک گَه خیابان است

چه شغل بهتر از این که بدون سرقفلی

ویا اجاره بها سود آن دوچندان است

....
چه نیک گفت ظریفی :گدایی گرننگ است

ولیک شغل پراز سود وگنج ِپنهان است

برای جلب نظرها سرشک غم بارد

چو شُد به خانه ،به ریش من و تو خندان است

....
کسی که آبروی خویش را معامله کرد

کجا به فکر صفت های پاک انسان است

گدای حرفه ای هرروز چاق و چلّه شود

نحیف آنکه نیازش به لقمه ای نان است

....
کمک به همچو گدایی ستم به محرومین

هموکه سرخی صورت به ضرب دستان است

اگر به گفته ی «جاوید» نیک تر نگری

یقین شود که گدا همچو گنج ِ پنهان است
دیدگاه ها (۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط