آسوده خاطرم که

آسوده خاطرم که
تو در خاطر منی
گر تاج می‌فرستی
و گر تیغ می‌زنی

ای چشم عقل خیره
در اوصاف روی تو
چون مرغ شب که
هیچ نبیند به روشنی

#سعدی🍃
دیدگاه ها (۵)

✨✨من تو را هر شب بر روی چشمانممی گذارم و می خوابم ...صبح كه ...

تقدیم به زندگیم:خوابگه نیست مگر خاک سر کوی توام به دو چشم تو...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

«در نگاهت، تمامِ جهان‌هایِ گم‌شده را یافتم، در لبخندت، میانِ...

گمان مبر که ز مهر تو دست وادارم که گر چه خاک زمینم کنی، هوا ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

معاملهp1باران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌ها روی شیشه‌های ب...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط