پسرم که به دنیا آمد نام تورا روی او می‌گذارم..

پسرم که به دنیا آمد نام تورا روی او می‌گذارم..
هر روز با بهترین تعابیر جهان بیدارش می‌کنم در آغوشش می‌گیرم .. می‌بوسمش
بزرگتر که شد لابد از پدرش می‌پرسد چرا این اسم را برایش انتخاب کرده‌ایم؟.. پدرش هم طبق معمول با غرولند حواله‌اش می‌دهد به من که برو از مادرت بپرس بگذار ببینم اخبار چه می‌گوید...
من اما
دستش را می‌گیرم می‌برمش دنج‌ترین جای خانه ..پیشانی‌اش را که بوسیدم دستانش را که در دستم فشردم .. آنوقت می‌نشینم تو را زار زار برایش گریه می‌کنم...
دیدگاه ها (۱)

‌چشمای آبیشو نگا کردیتوی نگات دنبال اون بودی از اولم من اشتب...

آدم باید گاهی خودش را بمیراند. بنشیند بالای سر خودِ مرده اش....

دلم دیوانه بودن با تورا می خواست

وقتی کسی مرا ناراحت میکند یا به چالش میکشد از خود میپرسم این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط