هم گلستان " خیالم " ز تو پر نقش و نگار

هم گلستان " خیالم " ز تو پر نقش و نگار
هم مشام دلم از زلف سمن سای تو خوش

در ره " عشق " که از سیل بلا نیست گذار
کرده‌ام خاطر خود را به " تمنای " تو خوش
دیدگاه ها (۱)

⁩گیسو بتِکان دختر زیبای غزلهاآب از سر من رفته و دیگر چه حجاب...

کاش قلبم درد تنهایی نداشت چهره ام هرگز پریشانی نداشتکاش میشد...

کسی هرگز نمی داند چه سازی می زند فرداچه میدانی تو از امروزچه...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

چو لعل شکرینت بوسه بخشدمذاق جان من ز او پر شکر بادمرا از توس...

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط