‍ به قلـبِ ما نظـری کن، نزار یعنی این

‍ به قلـبِ ما نظـری کن، نزار یعنی این
گل غـمـت که شکـوفد، بهار یعنی این
چو بی‌ قـرار بخوانـند بلـبلان به چمـن
دلم به دام تو مانَـد، قـرار یعنی این
اگـر که دام نبیـنــد کـبـوتــــرِ دل ما
نه آب‌ودانـه خورَد، روزه‌دار یعنی این
به چنگِ عشق فـتاده است پاره‌پاره‌ی دل
زبانِ عشق سُرایـد: سه تـار یعنی این
نه دیده بر در باشد، دویده در راهیم
به چشمِ عاشـقِ ما، انتـظار یعنی این
نه راکدیم، که فوّاره‌ی وجودِ خودیـم
به اشک ما بنـگر، آبشــــار یعنی ایـن
تو شمسی و تو قمر، من زمینِ بی بر و بار
دلم به دورِ تو گردد، مـدار یعنی این ...
دیدگاه ها (۸)

مُردم آن روزی که دلبر، عهد و پیمان را شکستحـرمت بـانـوی مجن...

شکایت از غم پاییز برگ ریز بس استمرا تبسم گل های روی میز بس ا...

مهرت از خاطرم ای دوست بدر خواهم کردجان، نثارِ قدم یار دگر خو...

من به عهد دل خود با تو عمل خواهم کردمشکل بوسه ی پنهان تو حل ...

Letter.عزیزم...اگه این نامه به دستت رسید‌، یعنی من دیگه نیست...

سکوت پیست²Part:¹توی تاریکی شب تکو تنها روی چمن های حیاط نشست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط