‌اگرچه بختمان دوری است
ساک‌ات را زمین بگذار

هنوز از در نرفتی
می‌سُرد بر گونه‌ات سُرخاب

علیرضا_آذر


#ستایش_قلب_سربی
دیدگاه ها (۱)

من همانم که شبی عشق به تاراجش برد...علیرضا_آذر #ستایش_قلب_سر...

‌‌رفته‌ای،کوله پشتی‌ات هم نیست..رفتی اما اتاق پابرجاست!گیرم ...

من زیستن‌م قصه‌ی مردم شده است...یک "تو" وسطِ زندگی‌ام گم شده...

پاک می کنمهر آنچه که موجبِ رنجش و آزارم می شود فاصله می گیرم...

شب تولدم پارت 31 فصل دومپارت 2ات: کوکی من یه ابمیوه بردا.......

تو را دوست دارم‌بیش تر از یک نگاه معمولی!بیش تر از گرمای خور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط