لبِ پنجــره

لبِ پنجــره
میزِ صبحانه ی تک نفره ی من است ؛

هر صبح
با تکّـه ای خاطرات
وَ یک فنجان چایِ تلخ
که با اشک هایم
کم رنگ و کم رنگ ترمی شود،

تا آخـر شب
یک دلِ سیــر، یادت می کنم...
دیدگاه ها (۱)

دختر ِ قرمز پوشِ افسارِ اسب به دست!ای که هرگز در خیالم هم ن...

معما...یه پیرمرد نابینا توی کلبه تک و تنهاس۴تا قرص تو جیبشه ...

میخواهمت . . . ولی . . . دوری . . .خیلی خیلی دور . . .نه دست...

Forced love

تکاپو پارت ۹۱:چای سبز؟ 🍵🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍نور طلایی صبح، آرام از میا...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chapter : ²part : ²« y.n »صبح با نور ط...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط