اولین عضو انجمن شبگرد ها.
اولین عضو انجمن شبگرد ها.
__________________________
@aphro_dite
ایدی نویسنده قشنگمون 🤲
تیکه ای از استعداد دخترم:
دردی که از مغز تا پوست و جانش تیر میکشید
جانش که بماند، روح و قلبش تا چشمان خیس اش که با اشک خون رنگین شده بود در فراغ لیلی اش تیر میکشید...
تار های مویش از غم دوری لیلی مانند اشک های تازه ی مجنون از تنش جدا میشد...
گویی جمسمش میخواهد درد روحش را نشان دهد
مجنون نوشت... نوشت و نوشت، از عطر مست کننده موهای لیلی تا سرخی لب های لیلی، همان لب ها که رنگ سرخش با هیچ رنگی قابل قیاس نیست، و عطر مست کننده موهای لیلی برای مجنونش به از شراب های هزار ساله است
مجنون نوشت از فکر و خیالی که هرشب خواب را از او میدزدید، و نوشت از گل های پژمرده ای که لیلی با بی توجهی آنهارا دور می انداخت...
نوشت و نوشت، نوشت از جنونی که برایش شیرین بود
نوشت از آخرین نگاه لیلی
آخرین لمس
آخرین ندا
__________________________
@aphro_dite
ایدی نویسنده قشنگمون 🤲
تیکه ای از استعداد دخترم:
دردی که از مغز تا پوست و جانش تیر میکشید
جانش که بماند، روح و قلبش تا چشمان خیس اش که با اشک خون رنگین شده بود در فراغ لیلی اش تیر میکشید...
تار های مویش از غم دوری لیلی مانند اشک های تازه ی مجنون از تنش جدا میشد...
گویی جمسمش میخواهد درد روحش را نشان دهد
مجنون نوشت... نوشت و نوشت، از عطر مست کننده موهای لیلی تا سرخی لب های لیلی، همان لب ها که رنگ سرخش با هیچ رنگی قابل قیاس نیست، و عطر مست کننده موهای لیلی برای مجنونش به از شراب های هزار ساله است
مجنون نوشت از فکر و خیالی که هرشب خواب را از او میدزدید، و نوشت از گل های پژمرده ای که لیلی با بی توجهی آنهارا دور می انداخت...
نوشت و نوشت، نوشت از جنونی که برایش شیرین بود
نوشت از آخرین نگاه لیلی
آخرین لمس
آخرین ندا
- ۱.۱k
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط