تک پارتیوقتی جراح مغز بودی وادامه
تک پارتی:وقتی جراح مغز بودی و...ادامه:
لبخند زدم و صورتشو نوازش کردم:"پسر کوچولوی حساس من..خودت میدونی من چقدر دوست دارم تهیونگ..من قرار نیست جایی برم...قرار نیست عاشق کسی دیگه ای بشم...قرار نیست هیچوقت تنهات بزارم..من از پیشت جایی نمیرم که...هرچقدر هم اون مرد های بیمارستان منو دوست داشته باشن...من عاشق توعم..
لازم نیست انقدر حساس باشی!"
چیزی نگفت و فقط نگاهم کرد...آروم نزدیک تر شدم و اروم لبشو کوتاه بوسیدم که کمرمو گرفت و بغلم کرد..دستشو برد تو موهام..میدونست چقدر خستم و فقط بغل اونه که ارومم میکنه..خودمو بیشتر تو بغلش جا کردم..موهامو نوازش میکرد و گاهی گردنمو میبوسید..
ایرن:
دخترک توی بغل عشقش به خواب رفت...تهیونگ وقتی دید که میونگ خوابیده آروم در گوشش گفت:"آره عزیزکم...حق با توئه..ولی تو چه بخوای چه نخوای..مال منی!"
The end
زمانی که اینو نوشتم خیلی حالم خوب نبود برای همین فکر نکنم خیلی قشنگ شده باشه🫠
نظرتون برام با ارزشه
هیت و توهین نه نظره و نه قابل احترام...💗
لبخند زدم و صورتشو نوازش کردم:"پسر کوچولوی حساس من..خودت میدونی من چقدر دوست دارم تهیونگ..من قرار نیست جایی برم...قرار نیست عاشق کسی دیگه ای بشم...قرار نیست هیچوقت تنهات بزارم..من از پیشت جایی نمیرم که...هرچقدر هم اون مرد های بیمارستان منو دوست داشته باشن...من عاشق توعم..
لازم نیست انقدر حساس باشی!"
چیزی نگفت و فقط نگاهم کرد...آروم نزدیک تر شدم و اروم لبشو کوتاه بوسیدم که کمرمو گرفت و بغلم کرد..دستشو برد تو موهام..میدونست چقدر خستم و فقط بغل اونه که ارومم میکنه..خودمو بیشتر تو بغلش جا کردم..موهامو نوازش میکرد و گاهی گردنمو میبوسید..
ایرن:
دخترک توی بغل عشقش به خواب رفت...تهیونگ وقتی دید که میونگ خوابیده آروم در گوشش گفت:"آره عزیزکم...حق با توئه..ولی تو چه بخوای چه نخوای..مال منی!"
The end
زمانی که اینو نوشتم خیلی حالم خوب نبود برای همین فکر نکنم خیلی قشنگ شده باشه🫠
نظرتون برام با ارزشه
هیت و توهین نه نظره و نه قابل احترام...💗
- ۶۱.۵k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط