فریادش

ﺩﻟــــــــــــــﯽ ﮐﻪ ﺑﺸــــــﮑﻨﺪ

"فریـــــادش"

ﺭﺍ ﻧﻤﯿـــــــﻔﻬﻤﯽ ...

ﻭﻟﯽ . . .

"ﻧـــــــــﻔﺮﯾــﻧﺶ"

ﺑﻪ ﺯﻣﯿــــــــــــــنت ﻣﯽ ﺍﻧﺪﺍﺯد
دیدگاه ها (۳)

من خیلی تغییرکردمدیگه واسه نبودن کسی گریه نمیکنمدیگه به عشق ...

cm

خدایا!دلمان را به تو می سپاریمدلی که همچون یک دفتر پر است از...

از کناره تنهایی من که می گذری گوش هایت را بگیرسکوت این جا آد...

ﺩﻟــــــــــــــﯽ ﮐﻪ ﺑﺸــــــﮑﻨﺪ“فریـــــادش”ﺭﺍ ﻧﻤﯿـــــــﻔﻬ...

داستان راستان#لقماﻥ ﺣﮑﯿﻢ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﯼ #ﻧﻤﺎﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ. ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ...

از ""رفاقت"" میگویند ولی رفیق نیستند...ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﺁﻧﺎﻧﯽ ﮐ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط