می دهد بال و پر خسته جبریل خبر

می دهد بال و پر خسته جبریل خبر

پیشِ چشمان علی رفت ز دنیا کوثر

دور می کرد ز دُور و برِ خانه همه را

ماند، یک جمعِ یتیم و تنِ سردِ مادر
دیدگاه ها (۱)

چادرت وقتی یهودی را مسلمان میکندیک نگاهت عالمی را مثل سلمان ...

چون باده که از خنده ی پیمانه بسوزداز آه خماران در میخانه بسو...

مادرم خورد زمین و جگرم تیر کشیداز غم بال و پرش بال و پرم تیر...

تک پارتی اسم: سایه های مخمل و باروتدرکوچه های باریک و همیشه ...

سر انجام مادرِ امام زمان چه شد؟!میخای بدونی سرانجامِ حضرت نر...

p15شب شده بود.جنا بعد از بستن آتلیه، به سمت خانه راه افتاد. ...

فردا فردا کردن

رمان انفجار و امید

با خنده ای که عکس تو در بر گرفته استدیوار خانه چهره ی دیگر گ...

شاید در خیابان‌های این شهر نمی‌توانم نفس بکشم.شاید در این شه...

سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله (۴)

نرگس چشم تو از آینه پیداست هنوز تپش قلب من از شوق تمناست هنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط