در ما به ناز مینگرد دلربای ما.؛؟
در ما به ناز مینگرد دلربای ما.؛؟
بیگانهوار میگذرد آشنای ما.؛؟
بیجرم دوست پای ز ما درکشیده باز
تا خود چه گفت دشمن ما در قفای ما.؛؟
با هیچکس شکایت جورش نمیکنم.؛؟
ترسم به گفتگو کشد این ماجرای ما.؛؟
ما دل به درد هجر ضروری نهادهایم.؛؟
زیرا که فارغست طبیب از دوای ما.؛؟
هردم ز شوق حلقهٔ زنجیر زلف او
دیوانه میشود دل آشفته رای ما.؛؟
بر کوه اگر گذر کند این آه آتشین
بی شک بسوزدش دل سنگین برای ما.؛؟
شاید که خون دیده بریزی غریب از آنک
او میکند همیشه خرابی بجای ما..؛؟
بیگانهوار میگذرد آشنای ما.؛؟
بیجرم دوست پای ز ما درکشیده باز
تا خود چه گفت دشمن ما در قفای ما.؛؟
با هیچکس شکایت جورش نمیکنم.؛؟
ترسم به گفتگو کشد این ماجرای ما.؛؟
ما دل به درد هجر ضروری نهادهایم.؛؟
زیرا که فارغست طبیب از دوای ما.؛؟
هردم ز شوق حلقهٔ زنجیر زلف او
دیوانه میشود دل آشفته رای ما.؛؟
بر کوه اگر گذر کند این آه آتشین
بی شک بسوزدش دل سنگین برای ما.؛؟
شاید که خون دیده بریزی غریب از آنک
او میکند همیشه خرابی بجای ما..؛؟
- ۳۳۷
- ۱۷ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط