سیه چشمی،به کار عشق استاد،

سیه چشمی،به کار عشق استاد،
به من درس محبت یاد می داد!

مرا از یاد برد آخر،ولی من،
بجز او، عالمی را بردم از یاد!
دیدگاه ها (۱)

مرگ‌ها دو دسته‌اند: مردی که قدم می‌زند؛ زنی که حرف نمی‌زند…!

ﺭﻭے ﯾڪ ڪﺎﻏﺬ بے ﺧﻂ ﺣﺮﻓﺎے ﺧﺴـتہ بہ ﻧﻮﺑﺖﺭﻭے ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻧﺎﻣـــــﺮﺩﺣﺮ...

هَمیشِــــــــهاَز کَسایــے میخـــــورے کِـه اَزَشـــون↜خُــ...

به سلامتی خودمون که همیشه اونی شدیم که بقیه میخواستن ! ولی ...

عشق همدست به تقدیر شد و کار مرا ساخت برو ای عقل که کاری تو ب...

بسم الله الرحمن الرحیم استاد و نااستاد : استاد آن است که تو ...

روزی که تو قلبم راحت پا گذاشتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط