دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !

دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !
چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌خوانی؟

غزل بخوان که بمیرد میان سینه من
غم سکوت خیابان ، غمی‌ که می‌دانی‌

و بغض پنجره بشکن، ببین چه کرده غمت
به این دو وادی‌ وحشت، دو چشم بارانی‌

بیا غزل به فدایت! درانتظار توام
بیا صفای‌بهار و تب زمستانی‌! ببر مرا به نگاهی، ببر مرا گم کن
نشان نمانده برایم... خودت که می‌دانی‌

بیا که پر زند از دل به موج چشمانت
کلاغ شب زده یعنی‌ غم پریشانی‌

و باورت بکند بار دیگر این دل من
دل شکسته‌ی‌ ساده....مگر نمی دانی ؟!
دیدگاه ها (۱)

ای کاش تو بودی که بخوانی غزلم رااشعار مرا خوب بخوانی و ببینی...

با من سخن بگو ولی از عشق دم نزنلطفن عزیز حال خوشم را به هم ن...

قد و بالای تو را ماه ندارد گل من اینقدر چانه نزن راه ندارد گ...

شروع راه چنین است انتهایش چیست؟خدا! دلی که گرفته بگو دوایش چ...

🌱🍒دلم گرفته برایت... مگر نمی دانی !چرا برای‌ دلم یک غزل نمی‌...

در این دنیای وا نفسا تو از حالم چه  می دانیبه دل داغی گران د...

برای شعــر گفتنـم ، تو بهترین بهــانه ایدلیــل مــاندگاری ، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط