وقتی تو شب گم میشدم

وقتی تو شب گم میشدم
ستاره شب شکن نبود
میون این شب زده ها
کسی به فکر من نبود
وقتی تو شب گم میشدم
هم خونه خواب گل میدید
هم سایه از خوشه ی خواب سبد سبد خنده میچید
اواز خونه کوچه ها شعراشو از یاد برده بود
چراغها خوابیده بودن شعلشونو باد برده بود
اخ اگه شب شیشه ای بود
پل به ستاره میزدم
شکسته اینه ی شبو نیزهیه خورشید میشدم
اخ اگه مرگ امون میداد
دوباره باغ میشدم
تو رگ یخ بسته ی شب نبز چراغ میشدم
وقتی تو شب گم میشدم
ستاره شب شکن نبود
میون این شب زده ها
کسی به فکر من نبود
اخ که تو اقیانوس شب
سوختنمو کسی ندید
تو برزخ بیداد شب
کسی به دادم نرسید
وقتی تو شب گم میشدم
دلم میخاست شعله بشم
رو سایه های یخ زده
دسته نوازش بکشم
دلم میخاست اشتی بدم
تگرگو با عقاقیا
خورشید مهربونیرو
مهمون کنم به خونه ها
اخ اگه مرگ امون میداد
دوباره باغ میشدم
تو رگ یخ بسته ی شب نبز چراغ میشدم
وقتی تو شب گم میشدم
ستاره شب شکن نبود
میون این شب زده ها
کسی به فکر من نبود
وقتی تو شب گم میشدم
هم خونه خواب گل میدید
هم سایه از خوشه ی خواب سبد سبد خنده میچید
دیدگاه ها (۲)

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

The Last Shadow

پارت ۱ساعت ۱۲ و ۱۵ دقیقه ی شب_جونگکوک:بعد از ۱۷ ساعت کار و د...

پارت ۳ وقتی بهت سیلی میزنه اون جونگوک بود خیلی شکسته بود چشم...

### پارت ۳: سایه‌ای در اتاقِ خواب (ورود به حریمِ ممنوعه)فکر ...

پارت ۱۸ وارد خونه‌ی تهیونگ شدم.چراغ اضطراری کوچکی روی میز رو...

سناریو جونگکوک

روباه کوچولوی من پارت سه 😕꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚>> داخل اتاق@ویو چ...

★彡   Part 62 彡★ پیدا کردن تاکسی این موقع صبح کار سختی بود، ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط