خب خودتون میدونین چیو نباید فراموش کنین
خب خودتون میدونین چیو نباید فراموش کنین؟؟
پارت4
مارک*
داشتم میرفتم سرکلاسم.وقتی رفتم هیچ کس تو کلاس نبود نگاهی به بیرون انداختم یه لشکر دختر با جیییغ داشتن میرفتن بالا گفتم شاید دیوونه شدم بعد باخودم گفتم یعنی چی یعنی همه شون دیوونن؟؟رفتم بیرون دیدم اون دختره هم باجیغ میخواد بره بالا دستشو سفت گرفتم
-هی مگه بالا چه خبره
سوزی:ببخشد اشتباه گرفتی من هی نیستم برو از هی بپرس
-اااه لوس نشو من اسمتو نمیدونم بگو دیگه چه خبره؟؟
تو صورتم خندید و گفت
-هروقت اسممو یاد گرفتی باهام حرف بزن مسترماااارک آها اگه خیلی کنجکاوی بیا خودت ببین چه خبره نوکر که گیر نیوردی
دستمو از دور دستش در آورد و سریع رفت بالا منم رفتم دنبالش..
ته یون*
واییی منو این همه خوشبختی محاااله خیلی خوشحال بودم باورم نمیشد که معلم رقصمون که قراره کنار معلم خودمون بهمون اموزش بده وویانگ عضوتوپی ام باااشه.خلاصه همه مدرسه تو سالن رقص جمع شده بودن و به حرفاش گوش میدادن جز یه نفر که انگار برای خودش تو یه عالمی دیگه بود رفتم پیشش
-ببخشید میدونی کی اینجاس؟؟
کریس:هوم
-خب کی؟؟
-تو
-نه منظورم معلم رقص جدیدمون
-باید بشناسم؟؟
-واییی یعنی تو وویانگو نمیشناسی
-دروغم چیه میگم نه
-وااااوتو دیگه کی هستی
-کریس
-ها؟؟
-مگه قصدت این نیست باهام دوست شی؟؟مگه اینا همه جزویی از بهونه هات نیس؟؟
-هههه من که نمیفهمم چی میگی
خواستم رد شم که پام روی بطری رفت که رو زمین بود و خواستم بیفتم که منو گرفت سرشو آورد نزدیک صورتم طوری که نفس داغش به صورتم میخورد و بهم گفت
کریس:ایندفه اجازه دادم تو بغل ارزشمندم بیفتی دفه ی دیگه ازاین خبرا نیست حتی اگه زیر پات گسل دربیاد نجاتت نمیدم
این حرفو بهم گفت و رفت قلبم از شدت هیجان به تپش افتاد..خدایا من چمه چرا اینطورشدم.دستمو روی قلبم گذاشتم انگار میخواست از جاش کنده شه
سوزی:تهیون بدو میخوایم گروه بندی شیم
-اومدم
آیلی:این سری ما تصمیم گرفتیم که اعضای گروه کیا باشن.اما بعد از اجرای آخر ماه گروه برنده میتونه اعضای خودشو انتخاب کنه خب گروه اول..مارک.چانی.سوزی
مارک:گند بزنن به شانسم
سوزی:خوشا به شانست که من افتادم باهات گند بزنن شانس منو که تو..
آیلی:ساکت هرگونه حرفی به اون گروه امتیاز منفی میده خب گروه دوم...
کریس.ته یون.بکی
کریس:ته یون کیه بکی کیه
بکی:با افتخااار بکی منم
کریس:ته یون کیه
ته یون:م..م..منم
کریس:خدا داری با من شوخی میکنی؟؟
گروه سوم..سولی.یونا.لوهان
و.....
حالا که گروه ها رو مشخص کردیم ..من معلم گروه 2و4و6هستم
وویانگ هم معلم1و3و5
سوزی:جیییییییغ
#myheart-beat
پارت4
مارک*
داشتم میرفتم سرکلاسم.وقتی رفتم هیچ کس تو کلاس نبود نگاهی به بیرون انداختم یه لشکر دختر با جیییغ داشتن میرفتن بالا گفتم شاید دیوونه شدم بعد باخودم گفتم یعنی چی یعنی همه شون دیوونن؟؟رفتم بیرون دیدم اون دختره هم باجیغ میخواد بره بالا دستشو سفت گرفتم
-هی مگه بالا چه خبره
سوزی:ببخشد اشتباه گرفتی من هی نیستم برو از هی بپرس
-اااه لوس نشو من اسمتو نمیدونم بگو دیگه چه خبره؟؟
تو صورتم خندید و گفت
-هروقت اسممو یاد گرفتی باهام حرف بزن مسترماااارک آها اگه خیلی کنجکاوی بیا خودت ببین چه خبره نوکر که گیر نیوردی
دستمو از دور دستش در آورد و سریع رفت بالا منم رفتم دنبالش..
ته یون*
واییی منو این همه خوشبختی محاااله خیلی خوشحال بودم باورم نمیشد که معلم رقصمون که قراره کنار معلم خودمون بهمون اموزش بده وویانگ عضوتوپی ام باااشه.خلاصه همه مدرسه تو سالن رقص جمع شده بودن و به حرفاش گوش میدادن جز یه نفر که انگار برای خودش تو یه عالمی دیگه بود رفتم پیشش
-ببخشید میدونی کی اینجاس؟؟
کریس:هوم
-خب کی؟؟
-تو
-نه منظورم معلم رقص جدیدمون
-باید بشناسم؟؟
-واییی یعنی تو وویانگو نمیشناسی
-دروغم چیه میگم نه
-وااااوتو دیگه کی هستی
-کریس
-ها؟؟
-مگه قصدت این نیست باهام دوست شی؟؟مگه اینا همه جزویی از بهونه هات نیس؟؟
-هههه من که نمیفهمم چی میگی
خواستم رد شم که پام روی بطری رفت که رو زمین بود و خواستم بیفتم که منو گرفت سرشو آورد نزدیک صورتم طوری که نفس داغش به صورتم میخورد و بهم گفت
کریس:ایندفه اجازه دادم تو بغل ارزشمندم بیفتی دفه ی دیگه ازاین خبرا نیست حتی اگه زیر پات گسل دربیاد نجاتت نمیدم
این حرفو بهم گفت و رفت قلبم از شدت هیجان به تپش افتاد..خدایا من چمه چرا اینطورشدم.دستمو روی قلبم گذاشتم انگار میخواست از جاش کنده شه
سوزی:تهیون بدو میخوایم گروه بندی شیم
-اومدم
آیلی:این سری ما تصمیم گرفتیم که اعضای گروه کیا باشن.اما بعد از اجرای آخر ماه گروه برنده میتونه اعضای خودشو انتخاب کنه خب گروه اول..مارک.چانی.سوزی
مارک:گند بزنن به شانسم
سوزی:خوشا به شانست که من افتادم باهات گند بزنن شانس منو که تو..
آیلی:ساکت هرگونه حرفی به اون گروه امتیاز منفی میده خب گروه دوم...
کریس.ته یون.بکی
کریس:ته یون کیه بکی کیه
بکی:با افتخااار بکی منم
کریس:ته یون کیه
ته یون:م..م..منم
کریس:خدا داری با من شوخی میکنی؟؟
گروه سوم..سولی.یونا.لوهان
و.....
حالا که گروه ها رو مشخص کردیم ..من معلم گروه 2و4و6هستم
وویانگ هم معلم1و3و5
سوزی:جیییییییغ
#myheart-beat
- ۳.۲k
- ۲۶ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط