بیزارم از آن عشق

بیزارم از آن عشق
که عادت شده باشد

یا آنکه گدایی
محبت شده باشد !!!!

دلگیرم از آن دل
که در آن حس" تملک "

تبدیل به غوغای
"حسادت " شده باشد !
دیدگاه ها (۱)

عهد کردم که اگر دست کسی لمسم کردکولیِ دشت شَوَم، معرکه آغاز ...

شیرموز و کاپ کیک

:-)

بفرمایید لبو

دلتنگی...

درد ...حسی که گاه از جسم دچار آن می‌شويم  و گاه از درون جوری...

همان صحنه، همان حس، همان حضوریاد آن روزها در دل من، دوباره ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط