فریاد نمیکشم که خواهند گفت از استخوان درد است ,,,مویه نخو

فریاد نمیکشم که خواهند گفت از استخوان درد است ,,,مویه نخواهم کرد باور نمیکنند این صدای زخمی یک زن است ,,,گریبان نمیدرم که عریانی عادت درختان بی تصمیم در تازیانه هوای سرد است صله ای نمیخواهم از هیچکس چرا که طلا تمام افتخار ازین دارد که به رنگ گونه های من زرد است! با تمام ضعف هایم به زن بودنم میبالم!
دیدگاه ها (۷)

نشسته ای و نگاه تو خیره بر ماه استهمیشه دلخوری ات با سکوت هم...

عالم ز برایت آفریدم، گله کردی! از روح خودم در تو دمیدم، گله ...

ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺁﻭﺍﯼ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ! ﮔﯿﺮﻡ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻫﻢ ﺁﻣﺪ ... ﺣﺴﺮﺕ ...

بیا بیدار و بی تابم ، دلم آغوش می خواهدمرا محصور کن در خود ،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط