خندید به ساعت دور دستش نگاه کرد فندکو از کنار دستم برداش

خندید به ساعت دور دستش نگاه کرد فندکو از کنار دستم برداشت و باهاش بازی کرد سکوت حکم فرما بود فقط صدای تق تق فندک میومد یهو گفت مسخره ترین کاری که تونستم در حق خودم انجام بدم این بود که همیشه منتظر رفتن این آدما باشم میدونستم یه روز همشون منو ترک میکنن ، همین خود تو !
یه روز میری ، میدونی چرا ؟
چون هر آدمی یه ‌جیره‌ای داره ، وقتی کارش باهات تموم شه ،یه جور میره که جز ردپای رفتنش چیزیو حس نکنی.




#لایک‌یادت‌نره🤗♥️
#استوری#ایده#کپشن
دیدگاه ها (۰)

شادمهر آهنگی داشت که می‌گفت عشقای قبل از تو سوء تفاهم بود. ب...

عشق این شکلیه که حتی وقتی نیست، اگه تو قشنگترین بار دنیا نشس...

اینکه میخوای تصمیم بگیری دیگه بهش فکر نکنییعنی، باز شروع کرد...

می‌گفت اگه همه‌ کور هایی که توی دنیا وجود دارن هم خوب بشن، ب...

Sunflower part : 2

خون آشام عزیز (75)

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉 ²..درحالی که پیاده و چمدون به دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط