یه روزهایی همه چی خوب بود

یه روزهایی همه چی خوب بود
یه روزهایی هیچ غصه‌ای نداشتیم
یادش بخیر...
دلم برای گوشه گوشه‌ خونه مادربزرگ و
اون شیطنت‌های کودکانه و شلوغ بازی‌های سرسام آور تنگ شده
مادربزرگی که دیگه نیست و
حال و هوای اون روزا و
هیاهوی شب‌های عید که
همه فامیل دور هم جمع می‌شدیم،
دیگه تکرار نمیشه
تعطیلات تابستون و جمع شدن
همه نوه‌ها تو خونه‌ی مادربزرگ یادم نمیره

یادش بخیر اون روزا
چه حال و هوایی داشت...

🍃🌹🍃
دیدگاه ها (۷)

{درسته از وقتی به دنیا اومدم بیماری داشتی و نمیتونستی از تخت...

چند پارتی✨تعطیلات بود و ات همراه جونگ‌کوک برای چند روز به ای...

زمستون برا من با نوبرونه‌‌ی نارنگی‌های سبز و بوی تندش شروع م...

رقص مرگ و عشقp¹²مدرسه، تنها جایی بود که می‌تونستم نفس بکشم. ...

😞 لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه، بین ساعت ۷ تا ۷:۱۵ صبح ...

### پارت دوم: سایه‌یِ آرامِ شب و رازهایِ کوچکهوا دیگه کاملاً...

دیـدی چـی شـد؟!دیـشـب خـوابــتـو دیـدم...♡!راسـتـش هـرشـب بـ...

تهیونگ که کلمه‌ی «ته‌دیگ» رو از سال پیش خوب یادش مونده بود، ...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۲با قدم های شمرده و آروم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط