درنوبت حج منتظر وصل خداییم

درنوبت حج منتظر وصل خداییم
در بندهوائیم واز وصل جداییم

رفتیم به دیار عرب از بهر شفاعت
توهین شنیدیم ، در رنج و ضلالت

هرلحظه وهر بار به هر سوی دویدیم
رفتیم که ببینیم ، ندیدیم ، نرسیدیم

یک خانه ی سنگی سیاه بود در آنجا
ازعشق و خدا خالی و ما پر ز تمنا

بت را بشکستند ، جهل بی ثمر را
آن پرستش ساخته ی دست بشر را

در دایره وصل ای حاجی کجاییم
ما قطره ای از روشنی بحر سماییم

در باطن ما صورت فریاد خدائی
از خانه برون رفته بدنبال صدایی….؟

صد بار به غوغا به آن خانه برفتیم
یک بار ازسرعشق به دل گوش نماییم

آن خانه خلایق، یک سنگ نشان است
یک سوی اشاره بسمت خودمان است

حاجی بخدا کعبه عشق او همینجاست
آری همینجا ، دردل ِ خلیفةالله است
#شهزاد
دیدگاه ها (۵)

آفریده شده ام تا که فدای تو شوم تا بچرخم گرد عشق رقص سمای تو...

غرق گرداب محبت شده جانمتو نباشی هیچم و هیچ کجا نیست نشانم

پیمانه ی ما لبریز شده از درداین شهرپر از خالی شده از مَردبیز...

که از ماه دلم تا ماه گردون زمین و آسمان است و شب و عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط