مثل قلم که جذب کند خون لیقه را
مثل قلم که جذب کند خون لیقه را
یا زخم کوچکی که ببوسد شقیقه را
درخاطرم خیال تو را حمل می کنم
با آن ظرافتی که کسی یک عتیقه را
انگشت های من همه با هم برادرند
تا دکمه های ناتنی این جلیقه را
شاید خطوط چهره و لب های نازکم
روزی مجاب کرد تویِ خوش سلیقه را
دور از تو سخت می گذرد، این عجیب نیست
یک سال اگر حساب کنی هر دقیقه را
یا زخم کوچکی که ببوسد شقیقه را
درخاطرم خیال تو را حمل می کنم
با آن ظرافتی که کسی یک عتیقه را
انگشت های من همه با هم برادرند
تا دکمه های ناتنی این جلیقه را
شاید خطوط چهره و لب های نازکم
روزی مجاب کرد تویِ خوش سلیقه را
دور از تو سخت می گذرد، این عجیب نیست
یک سال اگر حساب کنی هر دقیقه را
- ۸۷۶
- ۰۱ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط