ز وصلت تا جدا ماندم هميشه در عنا ماندم

ز وصلت تا جدا ماندم هميشه در عنا ماندم
از آن دم کز تو واماندم شدم بيمار ، دستم گير

کنون در حال من بنگر ، که عاجز گشتم و مضطر
مرا مگذار و خود مگذر ، درين تيمار دستم گير
دیدگاه ها (۵)

جان من ، از جان گذشتن کار مشتاقان بودليک چون جانم تويي بر من...

به جان آمد دلم اي جان ، ز دست هجر بي‌پايانندارم طاقت هجران ب...

به جان آمد دلم اي جان ، ز دست هجر بي‌پايانندارم طاقت هجران ب...

به آفتاب خطاب تو خواستم کردندلم نداد ، که هست آفتاب هر جاییس...

مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدمدولت عشق آمد و من دولت پا...

حج : مطلب ۲ از ۵

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط