دلم تنگ شده بود

‌دلم تنگ شده بود....
برای دیدن ماهی های قرمز شب عید و ...
اشتیاق شیرین بچه ها،برای بدست اوردنشان ...
برای قدم زدن کنارِ شب بوهای چیده شده در پیاده رو ها،
برای کاسه های سمنو ،
سینی های سبزه.،
بنفشه های شادِ میانِ صندوق چوبی ..‌.
حتی...، برای خیابان های شلوغ اسفند و صدای بی قرارِ دست فروش ها ...
دلم برای تمامِ این چیز های ساده ،که عجیب بوی زندگی می دانند
تنگ شده بود ...
دیدگاه ها (۱)

در این دنیا، همه چیز دست خود آدم است، حتی عشق، حتی جنون، حتی...

روزی که برای اولین بار دیدمت رو هیچوقت فراموش نمیکنم!یجوری ا...

به هیچ چیز زیاد توجه نکن عزیزِ من دست هایت را بگذار داخلِ جی...

میدانم خسته‌اید. میدانم هرروزتان را با کلی استرس برای قسط و ...

رمان جیمین

سه پارتی تهیونگ ( در آغوش تو ) پارت یک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط