شیرینکمتومالمنی
#شیرینَکَم_تو_مال_منی
پارت ۲۳
از زبان ات
منتظر تاکسی بودم که یهو یه ماشین مشکی جلوم وایساد
ماشینه خیلی خوشگل و ظریف بود
من اصلا ماشین هارو نمی شناسم پس نمی دونم مدلش چی بود
ولی هرچی بود واقعا خوشگل بودو من تاحالا ندیده بودم
یهو دیدم شیشه اومد پایین
با چهره ی جونگ کوک مواجه شدم و با تعجب نگاهش کردم
دیدم گفت
_بدو بیا سوار شو کوچولو
سریع رفتم کنار شیشه و بهش گفتم
+جونگ کوک اینجا چیکار می کنی
_همین طور داشتم رد می شدم
+واقعا
_اره کوچولو بدو سوار شو
+باشه
سوار شدم و جونگ کوک حرکت کرد
توی راه بهش گفتم
+جونگ کوک
_بله
+مگه تو نباید می رفتی سراغ والریا
_می خواستم برم ولی کار برام پیش اومد
+اها
_نظرت راجب لباسم چیه(همون کت وشلواری که ات انتخاب کرده)
+(خندیدن) خیلی خیلی قشنگه
_(خندیدن) توهم خیلی زیبا شدی
+(لپاش دوباره گل انداخته)
_ای خدا تو دوباره قرمز شدی؟
+نه
_(لبخند) اره
+نه
_(اخم الکی) گفتم اره
+(ترسیدن) چرا اخم می کنی
_(لبخند) شوخی کردم کوچولو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از زبان جونگ کوک
رفتم سراغ ات ولی بهش نگفتم که خودم اومدم
وقتی که دیدمش خیلی خوشگل شده بود
واقعا این دختر تو هر لباسی خوشگله
دیگه سوار شدو تو راه یکم حرف زدیم
بهش گفتم نظرت راجب کت و شلوارم چیه
بهم گفت خیلی خیلی قشنگه
منم بهش گفتم تو هم خیلی زیبا شدی
دیدم که لپاش گل انداخت
این دختر هروقت خجالت می کشه لپاش قرمز می شه پس بهش گفتم تو دوباره قرمز شدی
دیدم که اصلا قبول نمی کرد
به شوخی براش اخم کردم که دیدم با چشمای درشت آبیش بهم با ترس نگاه کرد
سریع نگاهمو ازش گرفتم
نمی دونم چشماش چه قدرتی داره
بهش گفتم شوخی کردم کوچولو
دیگه رسیدیم سالن مراسم
شرط: ۱۵٠ لایک❤۴۰ بازنشر
پارت ۲۳
از زبان ات
منتظر تاکسی بودم که یهو یه ماشین مشکی جلوم وایساد
ماشینه خیلی خوشگل و ظریف بود
من اصلا ماشین هارو نمی شناسم پس نمی دونم مدلش چی بود
ولی هرچی بود واقعا خوشگل بودو من تاحالا ندیده بودم
یهو دیدم شیشه اومد پایین
با چهره ی جونگ کوک مواجه شدم و با تعجب نگاهش کردم
دیدم گفت
_بدو بیا سوار شو کوچولو
سریع رفتم کنار شیشه و بهش گفتم
+جونگ کوک اینجا چیکار می کنی
_همین طور داشتم رد می شدم
+واقعا
_اره کوچولو بدو سوار شو
+باشه
سوار شدم و جونگ کوک حرکت کرد
توی راه بهش گفتم
+جونگ کوک
_بله
+مگه تو نباید می رفتی سراغ والریا
_می خواستم برم ولی کار برام پیش اومد
+اها
_نظرت راجب لباسم چیه(همون کت وشلواری که ات انتخاب کرده)
+(خندیدن) خیلی خیلی قشنگه
_(خندیدن) توهم خیلی زیبا شدی
+(لپاش دوباره گل انداخته)
_ای خدا تو دوباره قرمز شدی؟
+نه
_(لبخند) اره
+نه
_(اخم الکی) گفتم اره
+(ترسیدن) چرا اخم می کنی
_(لبخند) شوخی کردم کوچولو
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از زبان جونگ کوک
رفتم سراغ ات ولی بهش نگفتم که خودم اومدم
وقتی که دیدمش خیلی خوشگل شده بود
واقعا این دختر تو هر لباسی خوشگله
دیگه سوار شدو تو راه یکم حرف زدیم
بهش گفتم نظرت راجب کت و شلوارم چیه
بهم گفت خیلی خیلی قشنگه
منم بهش گفتم تو هم خیلی زیبا شدی
دیدم که لپاش گل انداخت
این دختر هروقت خجالت می کشه لپاش قرمز می شه پس بهش گفتم تو دوباره قرمز شدی
دیدم که اصلا قبول نمی کرد
به شوخی براش اخم کردم که دیدم با چشمای درشت آبیش بهم با ترس نگاه کرد
سریع نگاهمو ازش گرفتم
نمی دونم چشماش چه قدرتی داره
بهش گفتم شوخی کردم کوچولو
دیگه رسیدیم سالن مراسم
شرط: ۱۵٠ لایک❤۴۰ بازنشر
- ۱۲۵.۴k
- ۲۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط