P

P/14
چند دقیقه ای میشد که غرق در افکار پریشونم بودم اگه صدای زنگ گوشی پریشون ترش نمی کرد. با دیدن اسم پدرم دستام به لرزش افتاد. سولار متوجه شد و سریع به سمتم اومد. انگار اونم متعجب شده بود.
تهیونگ:پدر؟
(یونگ شی)
جلسه خیلی طول کشید. بعد از جلسه سوار ماشین شدم و خواستم به پدر زنگ بزنم که متوجه خاموش بودن گوشیم شدم. بعد روشن کردنش استرس وجودم رو فرا گرفت. ۳۴ تماس بی پاسخ!۷ تماس از طرف لارا و ۳ تماس از طرف مادرم،۸ تماس از طرف سولار و،۱۶ تماس از طرف تهیونگ. فورا به تهیونگ زنگ زدم که صدای لرزون حاصل از بغضش دنیا رو روی سرم خراب کرد.
تهیونگ:پدر؟
یونگ شی:جانم پسرم؟خوبی؟
انگار شنیدن صدام تلنگوری برای شروع گریه ی پسرم بود.
یونگ شی:گریه نکن جانم،پسرم گریه نکن
گریه اش عمیق تر شد که نگران ترم کرد.
یونگ شی:چی شده تهیونگ؟
فقط گریه کرد. عصبانی فریاد زدم:تهیونگگگگگ. جواب نداد ولی اینبار به جای صدای لرزون پسرم صدای لرزون دخترکم رو شنیدم.
سولار:عمو. عمو آروم باش،بگو،بگو الان کجایی؟
یونگ شی:سولار کلافم نکن بگو چی شده؟
سولار:عمو جان. پدربزرگ،پدربزرگم،اون،اون از اینجا رفت
بلند خندیدم!
یونگ شی:عمویی الان بزرگ شدی!نمیتونم به خاطر اینجور شوخی های بچگانه ات بهت گریه کنم ولی اینبار واقعا خوب بودی!یا بهتره بگم بودید. مگه نه تهیونگ؟
به جای خنده و اخم همیشگیش گریه بلندتری نصیبم شد.
سولار:عمو جان این شوخی نیست پدربزرگ رفتتتت
گوشی از دستم افتاد و روی صفحه اش خش افتاد. یعنی الان پدرم رفت؟عصبی و لرزون گفتم:الان کجایید؟
تهیونگ:بابا آروم باش بزار ما بیاییم دنبالت
هیچی از حرف هاشون نمی فهمیدم. همونطور که ماشین رو روشن میکردم گفتم:فقط بگید،الان کجایید.
تهیونگ:ما توی بیمارستان پیونگ مین هستیم
مجال صحبت بهش ندادم و راهی بیمارستان شدم. با سرعت میروندم و حواسم به هیچی نبود که یه ماشین تماما مشکی جلوم پیچید. کنترل ماشین رو از دست دادم و آخرین چیزی که شنیدم صدای شکستن شیشه های ماشین بود.
دیدگاه ها (۰)

P/15(سولار)ساعت ۹ شب بود و عمو هنوز نیومده بود. هزار بار به ...

P/16(Rose)نگران پشت در اتاق عمل ایستاده بود.:خانم!بیجون نگاه...

P/13خواهش من رو که دید نتونست مقاومت کنه. با شک و تردید نشست...

P/12:شما هنوز اینجا رو امضا نکردید:اوه بله:بفرماییدبعد از ام...

~~~{عشق ممنوعه}~~~~~*part ¹⁰* ~~~~~~~~~~~(وی...

امگا کوچولو پارت دومکوک وقتی رسید خونه به گوشی ته یونگ زنگ ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط