🖤 OBSESSION | وسواس

🖤 OBSESSION | وسواس

پارت سوم: من مال هیچ‌کس نیستم

صدای شلیک‌ها سالن را به آشوب کشیده بود.

جونگ‌کوک پشت ستون خشاب اسلحه‌اش را عوض کرد و به الارا نگاه انداخت.

— اسمش چیه؟

الارا جواب نداد.

جونگ‌کوک فکش را محکم کرد.

— الارا، الان وقت بازی نیست.

— منم حوصله‌ی بازجویی ندارم!

مرد مهاجم از پشت میزها جلو آمد و اسلحه‌اش را به سمتشان گرفت.

— الارا! بیا بیرون. این جنگ به تو ربطی نداره.

جونگ‌کوک پوزخند زد.

— عجیبه. برای کسی که می‌گه بهش ربطی نداره، خیلی خوب می‌شناسدت.

الارا اسلحه‌ی کوچکی از کیفش بیرون کشید.

جونگ‌کوک با تعجب نگاهش کرد.

— تو مسلحی؟

— تو هم خوش‌تیپ نیستی، ولی امشب مجبورم تحملت کنم.

قبل از اینکه جونگ‌کوک جواب بدهد، الارا از سمت دیگر ستون بیرون رفت و چراغ‌های سالن را با شلیک به جعبه‌ی برق خاموش کرد.

تاریکی همه‌جا را بلعید.

چند ثانیه بعد، صدای در اضطراری آمد.

وقتی چراغ‌های قرمز روشن شدند، الارا ناپدید شده بود.

جونگ‌کوک با خشم اسلحه‌اش را پایین آورد.

— پیداش کنین!

یکی از افرادش با عجله نزدیک شد.

— رئیس، ماشینش رو پیدا کردیم. ولی یه چیز دیگه هم هست...

— چی؟

مرد گوشی‌اش را نشان داد.

تصویر دوربین امنیتی، الارا را کنار همان مرد مهاجم نشان می‌داد؛ چند ساعت پیش از شروع حراج.

جونگ‌کوک چند ثانیه به تصویر خیره ماند.

پس دختر از قبل او را می‌شناخت.

گوشی‌اش لرزید.

پیامی از الارا:

«قرار نبود امشب منو نجات بدی. قرار بود فقط تابلو رو بدزدی. معامله‌مون هنوز تموم نشده.»

جونگ‌کوک لبخند زد؛ لبخندی سرد و خطرناک.

— اشتباهت همین بود، الارا.

پیام دیگری فرستاد:

«من معامله رو تموم می‌کنم. نه تو.»

اما هنوز ارسال نشده بود که یکی از افرادش با صدایی مضطرب گفت:

— رئیس... تابلو رو دزدیدن.

جونگ‌کوک سرش را بالا آورد.

— چی گفتی؟

— تابلو قبل از خاموشی برق عوض شده بود. چیزی که جلوی چشم همه بود، نسخه‌ی جعلی بود.

جونگ‌کوک آرام گوشی را در جیبش گذاشت.

حالا دیگر مسئله فقط الارا نبود.

کسی از اول، او را وارد بازی‌ای کرده بود که حتی قوانینش را نمی‌دانست.


حمایتتت
دیدگاه ها (۰)

RESPECT OR DIE : پارت پانزدهممرد چند لحظه به جونگ‌کوک خیره م...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

LESSON

پارت ۷ 🖤همه سوار ماشین شدیم. جونگ‌کوک رانندگی می‌کرد و تهیون...

پارت پنجاه‌وپنجم | پایان ایانجئون جونگ‌کوکصدای شلیک هنوز توی...

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط