تو آمدی بی آنکه بدانی

تو آمدی بی آنکه بدانی
خدا
با تو، برای من
یک بغل شعرِ نگفته فرستاد
حالا بنشین و تماشا کن
چگونه آیه آیه
کتاب رسالت تو را خواهم سرود،
پیـــــامبرِ از همه جا بی خبر من

#افشین_یداللهی
دیدگاه ها (۴)

‏و ما فراموش می‌شویم ،مثلِ تمام زمستانهایی که برف نبارید ..#...

انگار گل فروش میدانست چه میخواهم گفتم : آقا....گل.... هنوز ن...

چای می‌خورمبه تو فکر می‌کنم!به خودم می‌آیم...چای طعمِ تو را ...

به یادم هست ، روزی مصرّانه ، به تو می گفتم: " ما هرگز خسته ن...

کابوس عشق فصل۳ پارت۱ویو سوزی: چشمام رو باز کردم و دیدم توی ب...

🦚🦚🦚غم و شادمانی بسر می‌رودبه مرگ این دو از سر بدر می‌رود☝️چه...

✿ در دیگران می‌جویی‌ام اما بدان ای دوست این‌سان نمی‌یابی ز م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط