دزد

دزد

از دزد می ترسید. می ترسید مبادادزد به خانه اش بزند.می ترسید همه سرمایه و دارایی اش را

یک شبه به تاراج ببرند.برای همین در خانه دزدگیر نصب کرده بودبا در های آهنی و قفل های

ضد سرقت.هیچ دزدی جرات نداشت به خانه او قدم بگذارد... .

اما آن شب دزد به سراغش آمدو همه دارایی اش را برد. تا صبح نشده همه اهل محل داستان

فرار پسر غریبه با دخترش را می دانستند.

دخترم,ای همه هستی من...

تو یکی گوهر تابنده بی مانندی,

خویش را خوار مبین,

ای سراپا الماس... ازحرامی بهراس...

قیمت خود مشکن...قدر خود را بشناس
دیدگاه ها (۳)

اندکے تـأمــلـ🤔 از دزد می ترسید،می ترسید مبادادزد به خانه اش...

مــــــــــــــــــــریم اسدی:دخترم، گوهر من !گوهرم، دختر من...

#دخترم #با #تو #سخن #میگویم... زندگی در نگهم گلزاریست و تو ...

دخترم با تو سخن مےگویم زندگے درنگہم گلزاريست ‏ و تو با قامت...

دخترم با تو سخن می گویم ‏ زندگی درنگهم گلزاریست ‏ و تو با قا...

دخترم با تو سخن می گویم ‏ زندگی درنگهم گلزاریست ‏ و تو با قا...

دخترم " خواهرم با تو سخن می گویمزندگی در نگهم گلزاریستو تو ...

دخترم با تو سخن می گویمزندگی در نگهم گلزاریستو تو با قامت چو...

دخترم با تو سخن می گویم ‏ زندگی درنگهم گلزاریست ‏ و تو با قا...

دخترم با تو سخن می گویمزندگی در نگهم گلزاریستو تو با قامت چو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط